*بزرگترین فیلسوفی که شما را درگیر افکار خودش کرده است کدام فیلسوف بود. اگر قرار باشد یک کتاب انتخاب کنید از کدام فیلسوف است؟

ـ‌ آن فیلسوف را انتخاب می‌کنم که نمی‌شناسم!

اگر سؤالتان را عوض کنید و از من بخواهید برای دانشجوی ایرانی فلسفه و علاقه‌مندان به جریان فکری یک یا دو کتاب معرفی کنم، می‌گویم: اگر قصد دارید فلسفه غرب را بفهمید حداقل دکارت، کانت، لایبنیتس و هگل را بخوانید. یک مرحله از یادگیری باید مطالعه افکار این فیلسوفان باشد.

 

 

اگر می‌خواهید به کل فلسفه تسلط داشته باشد، افلاطون و ارسطو را بخوانید. اختلاف بین این دو فیلسوف اختلاف کل فلسفه است. افلاطون دست اشاره‌اش به سمت بالاست و ارسطو رو به زمین است.

 

نمایی از تندیس افلاطون

 

*آیا غرب این دعوای تاریخی بین دو روش افلاطون و ارسطو را پشت سر گذاشته است؟

ـ به یک معنا پشت سر گذاشته است اما زیربنای آن را حفظ کرده است. پشت سر گذاشتن به معنی این نیست که پایه‌ها و اساس‌ها را از بین برده، پشت سر گذاشتن شاعرهایی مانند حافظ و سعدی به معنای از بین بردن ساختار زبان فارسی نیست یعنی شاعر و زبان‌شناس جدید امکانات جدیدی برای بیان زبان فارسی پیدا کرده است. کوشش فلسفه و هر فیلسوف جدید، جست‌وجوی امکانات گذشته و کاربرد جدید و دوباره آن امکانات برای آینده است.

 

 

برای آشنایی با فلسفه ابتدا تاریخ فلسفه بخوانید

 

 * برای کسانی که دانشجوی فلسفه نیستند، اما به فلسفه علاقمند هستند خواندن چه کتاب‌هایی را پیشنهاد می‌کنید؟

ـ من به عنوان معلم فلسفه توصیه می‌کنم تاریخ فلسفه را بخوانند تا اجمالا با سیر فلسفه آشنایی داشته باشند.

امروز خوشبختانه در ایران مردم به سمت مطالعه روی آوردند حرص یادگیری به وجود آمده است، به خاطر دارم که در دانشگاه صنعتی شریف کلاس داشتم؛ کلاسم پر از غریبه‌ها بود با اینکه اجازه نمی‌دادند افراد غریبه در کلاس حضور داشته باشند اما علاقه‌مندان به طرق مختلف در کلاس حضور می‌یافتند.

 

به عشق آموختن فلسفه اسلامی از فرانسه به ایران برگشتم

 

* آیا فرهنگ متفاوت کشورهای مختلف در تربیت فیلسوف مؤثر است. آیا فرهنگ‌های مختلف فیلسوف متفاوت تربیت می‌کنند؟

ـ قطعاً شک نکنید!

فلسفه‌های غربی را بسیار دقیق خواندم، من از 17 سالگی برای تحصیل به فرانسه رفتم چیزی که سبب شد به ایران برگردم شوق دانستن فلسفه اسلامی است، چون وقتی در فرانسه بودم در قسمت فلسفه قرون وسطی، به من فلسفه ابن سینا درس می‌دادند.

یک متفکر ایرانی اگر فلسفه غرب را نخواند نمی‌تواند فلسفه اسلامی را واقعا بفهمد.

به هیچ روی از اینکه فلسفه غرب را خواندم پشیمان نیستم، اگر فلسفه غرب را نمی‌خواندم متوجه سخنان فیلسوفان اسلامی و متفکران ما نمی‌شدم و بدون درک و فهم از فلسفه غرب، درک شما از فلسفه اسلامی صوری خواهد بود، فقط عبارت را می‌توانید بخوانید و از درک مطلب اصیل آن ناتوان هستید.

 اگر دانشجویان و علاقه‌مندان به فلسفه اسلامی در پی آن هستند به عمق فلسفه اسلامی دست یابند باید فلسفه غرب را متوجه شوند. اگر فلسفه غرب را فرا نگیرند، به عمق فلسفه اسلامی پی نخواهند برد.

برخی با مطالعه فلسفه غرب از جمله کانت می‌گویند: کانت چه متفکری است که عقلانیت را نفی می‌کند؟ متوجه نیستند که کانت راهی را بین انسان و علوم جدید جستجو می‌کند تا بین این دو رابطه برقرار کند. این را متوجه نیستند که کانت در پی جستجوی راه جدید در سنت تفکر است.

فیلسوف هماهنگ کننده و جامعیت‌بخش است، فیلسوف غربی بیشتر با علوم سر و کار دارد برای اینکه تفکر و علوم را اصل می‌داند.

طبیعی است که من ایرانی مسلمان شیعه با یک کاتولیک مسیحی فرق دارم اما زندگی امر مشترکی نیز است اختلاف‌ها سر جای خود بالاخره ریشه‌ها یکی است این تفاوت‌ها نیز فرهنگ را غنی‌تر می‌کند.

 شهرت برای من اهمیت ندارد، نباید دروغ گفت،‌ برای من خوانده شدن کتاب‌هایم بیشتر از شهرت اهمیت دارد.راضی هستم کتاب‌هایم را بخوانند، بگویند فلسفه چیزی نیست، چون می‌دانم فلسفه بعد از چند سال اثرگذار است.

 

شعر فرانسوی می‌خوانم

 

* اهل رمان و شعر هستید؟

ـ در جوانی رمان و شعر زیاد می‌خواندم هنوز هم به فرانسه می‌خوانم اما در حال حاضر غیر از فلسفه فعلا هیچ دغدغه‌ای ندارم.

 

 شهرام ناظری گوش می‌کردم

 

* اهل موسیقی هستید؟

ـ غیر از فلسفه دوره‌ای به مطالعه تاریخ هنر و فلسفه هنر پرداختم. موسیقی کلاسیک غربی را می‌شناسم، اگر در دسترس باشد گوش می‌کنم. موسیقی ایرانی نیز بسیار موسیقی اصیلی است.

* می‌توانید از خواننده‌ یا نوازنده‌ خاصی نام ببرید؟

ـ نه به خصوص. یک دوره‌ای شهرام ناظری گوش می‌کردم. اگر نوازنده‌ای دستگاه‌ها را به درستی اجرا ‌کند گوش می‌کنم. موسیقی ایرانی یک موسیقی عالی است از ابعاد متفاوتی تشکیل شده است و از سنت فیثاغورس و یونانی تا موسیقی هندی‌ها الهام گرفته است.

موسیقی شاد مردمی، جای خود را دارد منتها اصالت ندارد.

 

کلاس‌های درسم امسال تعطیل شد

 

* آقای دکتر وقت خود را چگونه تنظیم می‌کند؟

ـ صبح خیلی زود کارم را شروع می‌کنم، در گذشته بیش از 40 ساعت تدرس می‌کردم امسال برای اولین بار به علت اینکه چشمهایم درد می‌کند، درس نمی‌دهم کار جوهره انسان است. منظورم کار خودم نیست، مردی که کار نمی‌کند، مرده است! برای زن نیز همین گونه است، البته برای زن کمتر است.

شب و روز کار می‌کنم و هیچ‌وقت حوصله من سر نمی‌رود. یاد ندارم که بگویم حوصله‌ من سر رفت، همیشه یک چیزی هست یاد بگیرم و به آن علاقه‌مند باشم. در صورتی که کار ندارم تلویزیون می‌بینم و رادیو گوش می‌دهم.

 

 

 

* چرا ازدواج نکردید؟

ـ در جوانی فرانسه بودم اما تا به حال ایرانی بودم، انسان نمی‌تواند وطن خود را انتخاب کند. هویت ایرانی چیست؟ کسی ایرانی است که اراده می‌کند ایرانی بماند. ایرانی‌بودن اراده است ایرانی نمی‌تواند ایرانی نباشد. ضابطه ایرانی بودن این است که در شخص، اراده ایرانی بودن باشد و بخواهد ایرانی بماند، کارت ملی و شناسنامه نشانه ایرانی بودن نیست.

 

* آقای دکتر کجا به دنیا آمدید؟

ـ من مادرم تهرانی و پدرم تبریزی است. خودم در تبریز به دنیا آمدم و در تهران بزرگ شدم. تحصیلات ابتدایی، راهنمایی و متوسطه را در تهران گذراندم.

* استادان و یا همکلاسی فرانسوی شما افراد مشهور شدند؟

ـ اکثر استاد بزرگ مانند ژرژ گوریچ و ژان پیاژه استادان من بودند، با هانری کوربن هم حشر و نشر داشتم. حتی به خاطر دارم که سه جلسه میان او علامه طباطبایی به عنوان مترجم عمل کردم.

دانشجویان فلسفه فرانسوی مانند یک گرگ در کلاس می‌نشستند و مانند گرگ حرص آموختن داشتند.

* توصیه خاصی درباره این مصاحبه دارید؟

ـ دوست دارم بگویم کلمات خارجی را به کار نبریم، به خصوص در متن و هنگام نوشتن نباید به هیچ وجه استفاده کرد. در رسانه ملی برنامه در حال پخش بود خانم روانشناس که به آن دکتر می‌گفتند، گفت: تایم من با تایم شما جور نیست! آیا نمی‌تواند بگوید «وقت»؟! به نظر، این خانم روانشناس دارد عقده خود را به نمایش می‌گذارد. باید این مسئله را بگویم که تا قبح استفاده از لغات غیرفارسی بروز کند!

گفت‌وگو: رحمت رمضانی برگرفته از سایت خبر گذاری فارس